جمال الدين محمد الخوانساري

274

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

دولت را از تو ونزد پشت گردانيدن آن از براي اين كه مبادا كه يارى كند بر تو ، مراد اين است كه آدم شرير بد ذات را پيش خود راه مده نه در ابتداى دولت زيرا كه از أو أيمن نتوان بود مبادا كارى كند كه آن دولت را از تو زايل كند ونه در وقتي كه دولت رو از تو گرداند زيرا كه هرگاه بد ذات باشد ومطّلع بر أحوال تو شود ممكن است كه آن وقت حرفى چند گويد كه باعث زيان وخسران تو باشد چنانكه مشاهده مىشود كه بعضي از ملازمان أرباب دولت بعد از عزل ايشان شروع ميكنند در أبواب « 1 » وتقرير « 2 » ايشان . 2593 احذر الأحمق فانّ مداراته تعنّيك وموافقته ترديك ومخالفته تؤذيك ومصاحبته وبال عليك . حذر كن از أحمق يعنى كم عقل از براي اين كه مدارا كردن با أو بتعب ورنج مىاندازد ترا ، وموافقت كردن با أو هلاك مىگرداند ترا ، ومخالفت كردن با أو آزار مىدهد ترا ، وهم صحبتي با أو وبالى است بر تو ، مراد به « مدارا » اين است كه با أو سازگارى كند نه موافقت كند ونه مخالفت كند ، وظاهر است كه اين معنى بر اين كس بسيار دشوار است وديدن أمور ناشايست وسازگارى كردن رنج وتعب تمام دارد ، وآنچه در ترجمه نوشته شده كه « بتعب ورنج مىاندازد ترا » بنا بر اين است كه « تعنّيك » بنون با تشديد وياى دو نقطهء زير خوانده شود ، وممكن است كه هر دو بياى دو نقطهء زير خوانده شود [ « يعنى « تعييك » ] وبنا بر اين معنى اين است كه : عاجز مىگرداند ترا ، « وموافقت كردن با أو هلاك مىگرداند ترا » زيرا كه أو كارى چند كند كه سبب هلاك دنيوي واخروى گردد ، « ومخالفت با أو آزار مىدهد ترا »

--> ( 1 ) در بهار عجم گفته : « أبواب - در اصطلاح ميرزايان دفتر وجوه مطالبه است كه از روى آن باهل عمّال مطالبه ومؤاخذه كنند ودر هندگاه آنرا بندنويسى وگاه أبواب خوانند وأبواب كردن مؤاخذه كردن وبپاى حساب در آوردن است ( تا آخر عبارت أو ) » . ( 2 ) در بهار عجم گفته : « تقرير سخن گفتن وقرار دادن وباقرار آوردن وفارسيان بمعنى سخنى كه از آن تغلّب وتصرّف ديواني ظاهر شود استعمال كنند واين مجاز است » .